تبليغاتX
 تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

معرفی سایت هفته اول

می خوام تو معرفی سایت این هفته لیست دانشگاه ها رو بذارم که به درد دانشجوهای عزیز هم بخوره. اگه سایت خاصی مورد نظرتون بود بهم بگین تا براتون بنویسم.

دانشگاه بین المللی اسلامی مالزی           www.iiu.edu.my

دانشگاه آریزونا آمریکا                                   www.asu.edu

دانشگاه لیون فرانسه                                www.ec-lyon.fr

دانشگاه برلین آلمان                               www.fu-berlin.de

دانشگاه هاروارد آمریکا                           www.harvard.edu

دانشگاه لوییس ایتالیا                                   www.luiss.it

دانشگاه مک گیل کانادا                              www.mcgill.ca

دانشگاه آکسفورد                                     www.ox.ac.uk

دانشگاه استانفورد آمریکا                     www.stanford.edu

دانشگاه فلوریدا  آمریکا                                www.ufl.edu


دانشگاه شیراز                                   www.shirazu.ac.ir

دانشگاه تبریز                                     www.tabrizu.ac.ir

دانشگاه گیلان                                         www.gu.ac.ir

دانشگاه فردوسی مشهد                          www.um.ac.ir

دانشگاه امام صادق (ع)                            www.isu.ac.ir

دانشگاه اصفهان                                       www.ui.ac.ir

 


 

نوشته شده توسط رامین در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 ساعت 11:11 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


فال هفته اول

متولدين فروردين: خودسري و عجله در كارها بزرگترين دليلي است كه شما را در دايره بسته و محدود كنوني نگاه داشته است. به خود آييد. تا كي مي‌خواهيد بر اشتباهاتتان پافشاري كنيد و از داشتن يك زندگي بهتر يا تفكري برتر خود را محروم سازيد.
متولدين ارديبهشت: برخي از متولدان اين ماه بسيار زيرك و با اراده‌اي مصمم هستند و برخي ديگر چنان ساده و كم اراده كه قابل قياس با يكديگر نيستند. طالعتان نشان از خبري تازه دارد كه بزودي به شما خواهد رسيد.

متولدين خرداد: مرتب از اين كار به آن كار نپريد زيرا در فرصت محدود زندگي تنها وقت را از دست خواهيد داد. برنامه‌ريزي دقيق را وارد زندگي خود كنيد تا از مواهب آن بهره‌اي شايسته و بايسته ببريد.

متولدين تير: متولدين اين ماه به خونسردي و آرامش معروفند و براي رسيدن به خواسته‌هايشان معمولا تعجيلي ندارند. مهربان اما گاه خودمحور و سرسختند. حيف نيست تصويري را كه مي‌توان از خود در ذهن ديگران ترسيم كرد با اين صفات مشوش مي‌كنيد.

متولدين مرداد: مرداد ماهي‌ها معمولا بشدت در پي كمك به ديگران يا ناراحت شدن براي ديگرانند! اغلب روحيه‌اي بسيار حساس دارند و در برابر ناملايمات به گونه‌اي غيرقابل كنترل زبان به شكوه مي‌گشايند تا از اين راه عصبانيت‌هاي خود را خالي مي‌كنند.

متولدين شهريور: در مجامع دوستانه يا خانوادگي حرف‌هاي نسنجيده نزنيد. ممكن است كسي به شما نگويد كه حرف يا نظرتان اشتباه بوده است، اما نظرش درباره شما تغيير خواهد كرد.

متولدين مهر: اميد به آينده را از دست ندهيد. در هيچ كاري موفق نخواهيد شد اگر اميد و پشتكار را خيلي زود از خودتان دور كنيد. در دوستي‌هاي خود متعادل باشيد و مراقب درغلتيدن در دايره سوء‌تفاهم‌ها باشيد.

متولدين آبان: كمي ‌بيشتر از خود انعطاف به خرج دهيد. اگر احساس مي‌كنيد در برقراري روابط اجتماعي با ديگران مشكل داريد و تنهايي را بر حضور در جمع ترجيح مي‌دهيد بايد خود را مجبور سازيد با تمرين حضور در اجتماعات بر اين مشكل فائق آييد زيرا برخي از پيشرفت‌هاي خود را در چنين مجامعي خواهيد يافت.

متولدين آذر:  متولدان اين ماه از كارهاي يكنواخت و معمولي دل خوشي ندارند اما معمولا به همين كارهاي يكنواخت و معمولي مشغولند. با اين حال صبر بسيار آنها يكي از مشخصه‌هايي است كه زندگي را برايشان قابل تحمل مي‌سازد. 

متولدين دي: خونسردي و آرامشي كه در متولدان اين ماه هست امري ذاتي است اما گاهي همين افراد ساده و آرام چنان لجباز و يكدنده مي‌شوند كه نمي‌توان حدي بر آن متصور شد. اين لجاجت‌ها و لجبازي‌ها ممكن است برايتان اسباب دردسر شوند.

متولدين بهمن: حوصله زياد از خصوصيات بارز متولدان اين ماه است اما به محض آن‌كه پايشان به خيابان مي‌رسد گويي بشدت بي‌حوصله و عجول مي‌شوند. با كساني كه از آنها انتقاد مي‌كنند رابطه خوبي ندارند اما در بيان عيوب ديگران رك و راست هستند.

متولدين اسفند: برخي از متولدان اين ماه گاهي آنقدر در برابر بعضي مسائل زندگي  خود احساساتي رفتار مي‌كنند كه به سبب همين طرز فكرشان موجب مي‌شوند ديگران از آنها سوء‌استفاده كنند. به همين دليل نيز اغلب دچار گرفتاري‌هايي مي‌شوند كه اشتباها آن را به گردن ديگران مي‌اندازند.


 

نوشته شده توسط رامین در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 ساعت 0:14 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


سلامی دوباره

سلام به همه دوستای گلم که تو این مدت تقریبا ۲ ماه و نیمه که نبودم وبلاگ خودشونو تنها نذاشتن. والله من می بینم که اون دوستایی که همیشه آپ می کردن از وقتی من رفتم اونا هم نیستن.

ساناز خانم و سمیرا خانم و مهری خانم و Nation@l گل که تو این مدت اصلا آپ نکرده.

من تو این مدت یه مشکلاتی واسم پیش اومد هم خوش بودن و هم تلخ. اما تلخی هاش به شیرینی هاش می ارزه. به تلفن هم دسترسی نداشتم که به دوستای گلم سری بزنم. تو این مدت از سودا خانم که اومده و با اینکه وب خودش رو هم آپ نکرده به وب من سر زده. سودا خانم از محبتتون واقعا ممنونم. وب خیلی خوبی دارن با شعرای قشنگ. توصیه می کنم یه سری به وب سودا خانم بزنین.

www.sevijooon.blogfa.com

ایشا... از چند روز آینده با مطلب های خوب که مورد پسند شما واقع بشه میام و ایشا... فال رو هم راه می اندازیم به همراه معرفی ساین هفته.

موفق و پیروز باشین در سایه حق تعالی.


 

نوشته شده توسط رامین در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 ساعت 2:21 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


به نام خدا

 

سلام به همه ی دوستام عزیزم امیدوارم حالتون خوب باشه با خیلی تاخیر عیدتون مبارک

 

امیدوارم سال خوشی رو در پیش رو داشته باشید با

 

عرض

 

معذرت !!! مدتی

 

هست که پیدام نشده راستش درسها خیلی سنگینن به امتحاناتم داریم نزدیک میشیم

 

به خاطر همین اصلا وقتی واسم مونده که حتی به وب خودم سر بزنم چندتا مطلب علمی

 

قدیمی پیدا کردم امیدوارم استفاده کنید و نتیجه ی خوبی ببرید

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

معالجه ی آکنه یا همون جوشهای سیاهی که بر روی پوست پیدا میشود

 

اولین راه حل باید یک گوجه فرنگی را بدو نصف کرده و آهسته و آرام بر روی صورت

 

بمالید فردای آنروز هم همینکار را با ترشک کوبیده بکنید و با آب سرد بشوئید

 

آبلیمو ترش صورت را که از غرور جوانی جوش زده و علامت روشنی از ناخوشی

 

خون و تجمع سم در کبد را نشان میدهد برطرف مینماید

 

برای رفع جوشهای ریز و قرمز روی پوست باید صبح و شب با محلول دمکرده ی جعفری

 

صورت خود را شستشوداد

 

برای رفع لکه های پوستی

 

تند خوردن و نجویدن غذا با عث تولید لکه های در صورت میشود

 

آب پیاز به شکل محلول لکه های صورت را بر طرف می نماید اگر با آن کمپرس کنند ورم

 

سرمازدگی ترک پوست و خشکی و خراش پوست را به خوبی معالجه می نماید

 

با گلبرگهای شقایق میتوان پوست صورت را نرم و زبری جوشهای

 

کوچک زیر پوست را از بین برد در این مورد یک مشت بزرگ ای گلبرگهای شقایق

 

را در یک لیتر آب بجوشانید و به مدت ۵ دقیقه آن را روی صورت بگذارند

 

آب انگور پوست را نرم و زیبا میکند

 

آب لیمو خوردن پرتقال شستشوی صورت با گلاب و همچنین گیلاس که شده را

 

روی صورت بگذارید نافع است البته همه ی اینها را جدا گانه استفاده کنید نه همه را با هم !

 

 آب یک نارنج تازه که به آن یک ثلث حجم آن گلاب اضافه شده باشد بهترین محلول برای رفع

 

سوراخهای ریز در صورت است

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط رامین در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 ساعت 8:41 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


بفرمایید لبوی داغ

یکی از سبزیجاتی که بالاخص در فصل زمستان مورد استفاده عموم قرار می گیرد و بسیاری از افراد از خوردن آن لذت می برند چغندر و یا همان لبو است. اعراب به آن سلق می گویند که ژپخته بیخ آن را لبو می گویند.

گیاه شناسان قدیم ایران بیخ این سبزی را در زمره هویج ها دانسته ولی برگ آن را در دسته سبزی ها می دانستند. جالب است بدانید برگ چغندر سحرگاه بی زمره و شامگاه شیرین است. زیرا در روز با کمک نور آفتاب قند تولید می کند و شب به تدریج آن را جهت ذخیره به بیخ خود که انبار چغندر است می فرستد و به همین جهت است که اگر برگ چغندر را صبح بچینید و میل کنید جزء سبزی های خنک بوده و عصرها خنکی کمتری دارد.

شفا بخش ترین سبزی

بعضی از گیاه شناسان معتقد هستند که چغند بعد از عسل شفابخش ترین سبزی است. بیخ چغندر اگر خام خورده شود بدون شک می توانست یک عسل گیاهی محسوب شود. چجغند خاصیت مسهلی ندارد. از این رو تمیزکننده دل و روده است. چغند به هضم غذا کمک می کند و التهاب معده را از بین می برد.لازم است بدانیم که مفیدترین قسمت چغند برگ آن است و بعد ساقه های آن و سپس بیخ آن که همان لبو است.

قندچغندر برای مبتلایان به بیمارب دیابت مفید نیست ولی در عوض برگ ها و ساقه چغند برای بیماران دیابتی بسیار مفید است. مشروط بر این که صبح ها زود آن را بچینند و د ر سایه حفظ کنند.

خواص درمانی برگ چغندر

برگ های کلفت لبو سنگین و دسر هضم است ولی در اثر پختن سختی و نفخ آن از بین می رود. خنکی برگ های نازک آن زیاد است و قوت غذایی کمتری دارد. ولی در عوض دوای بسیار خوبی است. خوردن پخته چغندر رشه را معالجه می کند. مخصوصا اگر برگ سرخ رنگ آن را به صورت خام بخورید. طحال را باز می کند و ورم آن را فرو می نشاند. جهت درد پشت و مثانه و امراض مقعد مفید است. اصولا چغندر جهت درد مفاصل و نقرس سودمند است.

آب برگ چغندر

لازم است بدانید که خوردن آب برگ چغندر جهت سردرد و دندان درد مفد است. کمپرس با آب برگ آن قرمزی چشم را از بین می برد. مخصوصا اگر آن را گرم کنید و با پنبه یا باند روی پلک چشم کمپرس کنید.

بعلاوه شستشو با جوشانده برگ چغندر. شوره و چربی سر را از بین می برد و شپش را نابود می کند. ضماد برگ چغندر هم جهت کک مک و طاسی به کار می رود و همچنین برای ورم روده و گرفتگی آن مفید است. اگر دست و پای کودک شما در اثر سرمازدگی ترکی پیدا کرده است. نگران نباشید آن را مدتی در آب گرم چغندر بگذارید تا برطرف شود. مالیدن برگ آن نیز پس از سر درد و برای درمان سوختگی و آفتاب مفید است.

ضماد برگ کوبیده چغندر جهت تسکین درد و پاک کردن کک مک و معالجه طاسی و با عسل جهت دمل و جوش های جلدی و با حنا جهت رویاندن مو و رشد آن و با روغن بادام جهت فروکش کردن ورم و خوردن آن با خردل مسکن شکم درد بوده و بادشکن است.


 

نوشته شده توسط رامین در پنجشنبه دوم اسفند 1386 ساعت 8:50 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


ترجمه اش با خودتون

A   Near-death experience (NDE) is a personal experience that encompasses multiple sensations of detachment from the body, levitation, an ambiance of security and warmth, and the presence of an all-loving being of light, sometimes interpreted as God. Many cultures revere NDEs as a paranormal and spritnal glimpse into the afterlife. NDE includes physiological, psychological and transcendental factures such as subjective impressions of being outside the physical body, visions of relatives and religions figures. The number of NDEs reported is continually. The scientific corn unity is very devided on the issue of NDEs some scientists regard such experiences as hallucinatory means paranormal specialists and some other scientists claim them to be evidence of after life.

Biological analisys and theories

Kinseher is one pf the researchers in this field, his theory states that the experience of looming death is an extremely strange paradox to a living organism and therefor it will start the NDE: during the NDE, the individual becomes capable of seeing the brain performing scan pf the whole episodic memory (even prenatal experiences) on order to find a stored experience which is comprable to the input information of death, all these second and retrieved bits of information are permanently evaluated by the actual mind. Kinseher feels this is the reason why a near-death experience is so unusual.

The theory also states that out-of-body experience accompanied whit NDEs, are an attempt by the brain to create a mental overview of the situation and the surrounding world. The brain then transforms the input from sense organs and stored experience into a dream-like idea about oneself and the surrounding area.

Whether or not these experiences are hallucinatory they do have profound impact on the observer. many commentators see near death experience as an afterlife experience and same acconts include element that, according to same theories are most simply explained by an out-of-body conciousness. For example in one accont, a woman accurately described a surgical instrument she had not seen previously, as well as a conversation that occurred while she was understood to be clinically dead.

Spritual and psychological after-effects

NDE subjects often report long-term after-effect and changes in world-view, such as an increased intrest in sprituality and increased in the meaning of life and a decrease in fear of death.

In what seems like a long period of time to the sow, though perhaps only several seconds or minutes in our linear to it, the sow may get to review what will happen to it. Should it return? Sometimes a soul will come­ bake if it doesn't to, as it has issues to work out. Ussually that sow will consider this a second chance and become more spiritual in the remaining time it has here on earth. Many of these persons have gone on to write about Near-death experience to help others understand what is going on, on the other side many believe that they have returned because they have been choosen to do something spiritual for the planet.

Characteristics:

While each and every experience is individual and personal, there are common elements in all reported cases. No single person has all the elements, but the common as pelts of NDE are:

-a very unpleasant sound/ noise is the first sensory impression to be noticed

- a sense of being dead

-pleasant emotions, calmness and serenity

-an out-of-body exp, a sensation of floating above ones own body and seeing the surrounding area.

-a sensation of moving upwards through a bright tunnel or narrow passage way

-meeting deceased relatives or spiritual figures

-encountering a being of light, or a light (often interpreted as being the Christian, God or another device figure)

-being given a life review

-a felling of being returned to the body often accompanied by reluctance

Types of NDEs:

In NDE a person is either clinically dead or in the state where death is emmienent, also people in deep grief or meditation have also had spiritual experience that seem similar to NDE. Many NDE have shown that (Never-death) is not accurate: as those who have had NDE say they experience the complete death process and were not just near-death or like a death NDE have revealed two types of possible after life situation. Most NDEs plessurable. The person ussually feels love and peace but some people have had frightening NDEs. These NDEs frequently have feelings of horror, anger, guilt, shame, condemnation and isolation. NDE have given as glimpse into the heavens and hells the experience which reported are more real then what we have explained in our earthly lines.

1-NDEs that are pleasurable usually have main events: first, being associateal with the body second, seeing the natural invimment differently, being able to see dearer and more vivid, seeing through walls, experiencing the supernatural as the NDE: moving beyond this natural world and into world’s unseen beginning with a tunnel of light. And lastly a life review is experience where one sees his entire earthly life in fast forward.

2-NDEs that are *, ussually , make the person feel worthless, powerless, nothing less, and even tormented. Some may describe one of these feelings and some a combination of all, but in all cases this type of NED can only be described as hell. People have reported ugly or frightening landscape, people in torment and hideous creatures in the worst cases.

Example:

Some people who had such experiences describe it, one of them who had the experience of hell says:

I’ve had a experience of hell, a long river in between two dry sandy banks, the banks were high and the river was between them, the river looked golden but I later realized it was flowing fire and people were in it, screaming and shouting out. I can still remember it so vividly through I had this dream few years ago.

 -"When you’re walked through the valley of the shadow of death, when you thought the worst was over and the worst is what was left, something he can’t explain now, but by and by he will, look up through the pain now, you will find him deeper still than before, deeper still goes the anchor, deeper still the ocean float deeper still he has thought you, deeper still there is to go, deeper still is the savior, deeper still them before"-   

 

 


 

نوشته شده توسط رامین در شنبه سیزدهم بهمن 1386 ساعت 11:15 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


با کلاس شدن در یک دقیقه!!!

اگر می خواهید دختر آپ تو دیتی باشید ! اگر می خواهید هر کسی شما را دید دچار برق گرفتگی شود! اگر می خواهید با راه رفتن شما در خیابان یک اکیپ پرستار مجرب و یک آمبولانس از پشت سر شما حرکت کند تا مقتولین شما را جمع کند!اگر می خواهید کارتان به جایی رسد که هر کس شما را دید بگوید بابا تو دیگه کی هستی دست الیاس(ببخشید ! شیطونو) بستی ! اگر می خواهید دختر مد روز باشید و بدانید آخرین ملاکهای دختر با کلاس چیستاین نوشته را بخوانید !! اما پیش از آنکه این مطلب را بخوانید باید گفت که این مطلب در ارتباط با خانم هایی است که که دوست دارند از الگوهای غربی تقلید کنند وهستند در بین همین افرادی که اصلا نمی دانند چگونه تقلید کنند یا آنقدر در تقلید افراط می کنند که حتی در غرب هم نمی توان به چنین موردی برخورد کرد...

به هر حال آنچه را می خوانید زیاد جدی نگیرید ...

اگر هم جدی گرفتید بخندید تا فراموش کنید...

۱- قیافه جدیدی پیدا کنید! منظورمان این نیست که یک بار دیگر متولد شوید همین یک باری که به دنیا آمدید به اندازه کافی کره زمین را مزین کرده اید منظورمان این است که در تیپ مبارک دستکاری کنید.آرایش عجیب و غریب انجام دهید.برای این کار روشهای زیر پیشنهاد می شود:

  • لوارم آرایشتان را در اختیار کودکی سه ساله قرار دهید و از او بخواهید به سلایقه خودش شما را آرایش کند.
  • پلک هایتان را قرمز لبهایتان را سیاه و دست هایتان را سبز کنید.
  • به دماغتان حلقه بسکتبال آویزان کنید.
  • از لوستر وسط پذیرایی به جای گوشواره استفاده کنید.
  • دماغتان را عمل کنید برای آنکه بیشتر جلب توجه کنید از دکتر بخواهید دماغ یک مورچه خوار را به شما پیوند بزند.

اگر با این تیپ به خیابان بروید حتما آمار تصادفات رانندگی را بالا خواهید برد!! سعی کنید پلیس شما را نبیند چون ممکن این کمی ناراحت بشود.!!!

۲- دانش خود را بالا ببرید:برای این کار توی هر جمعی همه از دانش و اطلاعات شما تعجب کنند از روشهای زیر استفاده کنید :

  • اسم و فامیل و شماره کفش تمام فوتبالیست ها ( نخ سوزن دیوید بکهام) را حفظ کنید.
  • در مورد بازیگران هالیوود ( براد پیت و بانو)و همین طور بالیوود هر چه اطلاعات می توانید جمع کنید.
  • از ده تا یک را سر و ته بشماری.
  • شعر انار صد دانه یاقوت دسته یه دسته را حفظ کنید.
  • کتابهای هری پاتر را بخوانید( اگر حوصله نداشتید می توانید قرص آن را بخورید یا آمپول آن را بزنید)
  • از پشت کامیون ها چند تا شعر سوزناک یاد بگیرید و توی هر جمعی بخوانید.

توجه داشته باشید که هر چه کتاب علمی کمتر بخوانید بیشتر مورد توجه قرار می گیرید.

۳-آشپزی یاد نگیرید: جوری وانمود کنید که انگار جد اندر جد برای تان از رستوران غذا می آورند به همه بگویید به بوی پیاز آلرژی دارید اگر توی خانه مجبورتان کردند غذا درست کنید کافی است به جای نمک توی غذا مقداری تاید بریزید اثر آن فوری قطعی و تضمینی است ! اسم چند غذای عجیب و غریب را هم حفظ کنید مثل بیف استراگانوف میشل.سوپ زیکوفلینفسکی.شنیتسل فیلیپوچوچو و...

 

۴- ازدواج نکنید:هر کس به شما پیشنهاد ازدواج داد او را سر کار بگذارید.سینی چای را روی خواستگارتان بریزید و به همه بگویید که حالتان از ازدواج به هم می خورد و توی زندگی تان آنقدر خوشبختید که نمی خواهید وجود یک مرد با جورابهای بو گندویش را تحمل کنید.

 

۵- همیشه خود را غمگین نشان دهید:این کار باعث می شود همه به شما توجه کنند بهتر است کمی هم فلسفه یا بگیرید و به همه بگویید دچار یاس فلسفی شده اید!! اما چون فلسفه سخت است و شما هم قبلا مغزتان را با دانش روز پر کرده اید بهتر است بروید سراغ کتابهای روشنفکری.مهم نیست که از آن چیزی می فهمید یا نه؟همین که بگویید من آن آثار را خوانده ام خودش کار صد تا کتاب را می کند.

 

۶- در پوشیدن لباس نهایت سلیقه را به خرج دهید:گرچه خود شما در این کار استاد هستید اما برای دستیابی به قله های رفیع کلاس بالا بودن بهتر است نکات زیر را رعایت کنید:

  • لباس های خواهر دو ساله تان را بپوشید.
  • به مانتوی تان یک میمون یا حداقل یک خرگوش آویزان کنید( اگر زنده باشد چه بهتر!!)
  • به جای روسری و شال روی سرتان جوراب رنگی بکشید(اگر جوگیر شدید و دست به سرقت مسلحانه از بانک زدید ما مسولیتی به عهده نمی گیریم!)
  • کفش پاشنه بلند بپوشید.بهتر است برای پوشیدن این کفش ها از مغازه یک نردبان بگیرید.

۷-حتما به دانشگاه بروید: این که کجا و چه رشته ای اصلا اهمیت ندارد مهم این است که شما دانشجو باشید اگر رشته تان صنایه ارد و سبوس است به همه بگویید مهندسی تغذیه می خوانید.اگر آبیاری درختان دریایی است بگویید مهندسی هیدرو کالچر می خوانم.اگر جمع آوری فضله های مرغ های باستانی است بگویید مرمت آثار باستانی می خوانم اگر کشت خیارشور در کویر لوت است بگویید مهندسی احیای بیابان می خوانم و... مهم نیست که آبروی این رشته های محترم را ببرید به خودتان و کلاستان فکر کنید.

 

۸-مدام از خاطرلتتان تعریف کنید: سعی کنید همیشه از خاطرات سفرهای خارجی تان تعریف کنید این که آدم بیاید مدام خاطرتان دوستان و فامیلش را که خاج رفته اند تعریف کند دیگر خیلی قدیمی شده است.شاید بگویید من سفر خارجی نرفته ام! ما به شما می گوییم اتفاقا این بی اهمیت ترین قسمت ماجراست کافی است سری به چند سایت اینترنتی بزنید یا اگر سخت تان است ای صحبت های یکی از اقوام که مثلا نپال و سری لانکا و افغانستان و ... رفته است بنشینید و خاطراتش را حفظ کنید.توی هر جمع آن خاطره ها را از زبان خودتان تعریف کنید.همین!

 

۹- یانگوم! به همه بگویید اصلا تلویزیون نگاه نمی کنید اگر کسی حال یانگوم و بانو هن را از شما پرسید به روی خودتان نیاورید و وانمود کنید تا به حال در مورد آنها چیزی نشنیده اید.مدام در مورد شبکه های ماهواره ای حرف بزنید.

 

۱۰-رژیم غذایی بگیرید: البته که کار سختی است ولی اصلا خودتان را ناراحت نکنید!قرار نیست شما رژیم بگیرید مهم نیست توی خانه خودتان ته دیگ را با دیگ می خورید یا روزی سه کیلو شیرینی تر را می گذارید لای بربری و می خورید مهم این است که توی مهمانی ها جلوی آن شکم کار خورده را بگیرید.

۱۱-ورزش کنید: می گویید کی حالشو داره بابا؟؟! برای آنکه دختر روز باشید باید ورزش کنید حالا لازم نیست بروید صخره نوردی یا قایق رانی در رودهای خروشان ! سعی کنید توی جمع بگویید ورزشکار هستید البته یادتان باشد که رشته ورزشی را بگویید که امکاناتش در دست نباشد.مثلا بگویید قهرمان پرش با نیزه هستید یا عضو تیم کانوپولوی بانوان هستید! ملت از کجا نیزه و قایق و تشک پارو می آورند؟ولی اگر بگویید والیبالیستم یا بدمینتون بازم در ایکی ثانیه دویست نفر برای ضایع کردن شما از توی جورابشان توپ والیبال و راکت بدمینتون در می آورند.

از این که با ما همسفر بودید خوشحالیم.لطفا کفشهای خودتان را در نیاورید !( آگهی بازرگانی بود!!)

از اینکه با خواندن نوشته ما توانستید با کلاس شوید خوشحالیم فقط یادتان باشد پیش هرکسی از این اداها در نیاورید چوا الان همه این کاره هستند.در استفاده از توصیه های ایمنی دقت  فرمائید.

 

منبع: مجله خانواده سبز                            به قلم: چکاوک محمدی


 

نوشته شده توسط رامین در دوشنبه دهم دی 1386 ساعت 9:58 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


عیدتان مبارک

عید غذیر خم ، جشن ولایت و امامت را بر تمامی مسلمانان جهان و عاشقان علی تبریک و شادباش عرض می کنم.


 

نوشته شده توسط رامین در جمعه هفتم دی 1386 ساعت 9:4 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


عشق...

سلام به همه دوستای گلم خوبین؟دوستان پایین این مطلب فال رو هم گذاشتم اگه خواستیم ببینید.ممنون از همه تون

عشق جاذبه است.کششی توفانی که جانهای مضطرب را زندگی تازه می بخشد.این واژه ی کوتاه اگرچه با جان های عاشق آشناست ، هرگز نمی تواند آنچه را بر صفحه ی دل می نگارد ترجمان باشد و دگرگونی های خیره کننده ی وجود را تفسیر کند.

این هم از فقر واژه است که مجبوریم دنیایی بی کران و رنگارنگ را زیر یک لفظ بگنجانیم.

در عشق باید به طور کامل حاضر بود ، با جسم و روح و همه ابعاد وجود.البته جسم خلق و خوی خودش را دارد ، و نمی تواند به تمامی با روح همراه و همسفر شود.تیازهای غریزی پای رفتار جسم را کند و سنگین می کند.اما روح استحاله پذیر است ، و نباید در مشکلات و ملال های ناچیز تلف شود.

بعضی معتقدند عشق با یک ضربه آغاز می شود ، حتی اگر آثارش به کندی چهره بگشاید.این ضربه به روح، یعنی تسخیر ناپذرترین بعد وجود ، وارد می آید و بازتاب اش در قلب منعکس می گردد. این می تپد ، آن بی تابی می کند.ایی می لرزد، آن سر به عصیان بر می دارد.این می سوزد، آن شعله می کشد.و آنجا که عشق پا به عرصه ی جهان می گذارد، عقل می گزیرد و تنها قوه ی عاقله بر جای می ماند، تا جای جای سدی باشد برای دیوانگی های عاشق.عقل می گریزد، چون در دنیای بی انتهای عشق ، احساس فرودستی و حقارت می کند.عقل با استدلال های منطقی طرف است و نمی تواند نمی تواند از مرز محسوسات فراتر برود.در محاسبه ی عقل ، هر علت معلولی دارد و هرگز جز این نخواهد بود.همین دست و پای چوبین است که در برابر بال های پرواز عروج بی مرز و بی انتها حیرت زده و محسور شده چشم می دوزد.

عشق همیشه با دست های پر از عجایب ، پر از تحفه های حیرت آور می آید و چون برق می تازد ، و با قدرت ، تمامی وجود را تصرف می کند.آن چنان بر همه بی رنگی ها ، رنگ و درخشندگی می تاباند که چشم عقل را خیره می کند و منطق اصولی و استدلالی را عقیم ومعلول به گوشه ای می افکند.عشق با بالهای عظیم و گسترده اش انسان را از خود ، از زمین ، از زندگی پوشالی جدا می کند و به عرش می برد! چه می کند ! کجا می برد! دیگر اوست که قادر و مطلق از دخمه های تاریک زندگی ، از منی ها و منیت ها ، از دلبستگی های ناچیز ناچیز می گذرد و بر فراز بیهودگی ها چرخ می زند. در ا« اوج همه چیز رنگ تازه دارد زندگی زمینی و خاکی ، ولی زیباست.از آن اوج ، از آغوش عشق ، آنچه به چشم می آید ، اگر چه کوچک ، ولی دوست داشتنی است.کوه ها ،دشت ها ، خانه های که درونشان پر از موجودات عنصری با بافت خاکی است ، رودها ، دریاها و حتی مرداب ها ، جلوه های زیبایی اند. و این آغاز عشقی است. در این مرحله جذبه ی عشق نگاه را تغییر می دهد ، و آن دید عبوس و کلافه و گله مند ، جایش را به نگاهی حیران و شادمان می بخشد.

این چه معجزه ای است که پرده های تار و تباه را به صحنه های روشن و نورانی مبدل می کند؟خانه همان خانه است که از هر گوشه ای بوی پوسیدگی و غم می آمد، چه شده که این چنین با روح و امن گشته است؟این چه تحولی است؟این بغض های شیرین در گلو ، از تاثیر کدامین نت روحنواز است؟

عشق چه می کند که دیگر حس ((من )) طلبی از میان می رود و همه چیز (( ما )) می شود؟این معشوق کیست که جاذبه اش این چنین حیرت به بار می آورد؟این دست ها که روزی با ولع همه چیز را برای ((خود)) می چسبید، امروز بر اثر کدام معجزه این چنین گشاده و آماده ی ایثار است؟ این خاکساری چیست؟چرا دیگر غروز و تکبر سر بر  نمی آورد؟این حالت را کجا می توان یافت.در کدام بارگاه این طور خاکسار و از خود گذشته می شویم؟این چه هنری است ، چه رازی است که چنین تبذیل ها را باعث می شود.آن من وجودی که همه چیز را برای خود فدا می کرد ، امروز چگونه از سر هستی گذشته و ، غرق در دیگری، از ایثار و فدا شدن محظوظ می شود؟و بی پروا از خود می گذرد.

ای راز ، این سر عزیز، عشق است. آن لحظات جذبه و شوق ، آن دقایقی که هزاران سال با زندگی گذشته عاشق فاصله دارد و به گونه ای حیرت انگیز حد و مرز همهی قوانین عقلی و علمی را بر هم می زند و به دوری های دور پروازش می دهد ، برگ برنده ی عشق است.

عشق وقتی ظهور می کند ، از سر هیچ عضو و اندامی نمی گذرد.همه را صاحب و مالک می شود و از همه سلول ها متجلی می گردد می تابد.از معجزه اش چشم ها براق ، حرکات چشت و چالاک و قلب، در هر سن و سال ، جوان جوان با آهنگی دل انگیز تر می تپد.الفاظ همچون نت های موسیقی هارمونی می یابند و منقح در قالب کلام می ریزند و غزل وار می شوند ، و یک روز عاشق چشم می گشاید و می بیند که تمام لحظه هایش جذبه و شوق و وجد شده ، و در همه جا و همه چیز جلوه ی معشوق متجلی است!

دیگر چه جای اعتراض به نقص های زندگی زودگذر؟!عشق این موهبت عظیم الهی ، به هر چه بد ، رنگ خوبی پاشیده.به هر چه ناپایدار ، رقم قبولی زده.چه فرق می کند که مرگ جسمانی چه زمانی رخ می دهد.این روح با جای دیگر سر و سر یافته هرگز نمی میرد.جسم حق دارد در این مسیر یسر و سلوک از پا بیفتد، زیرا سلول ها از ماده اند، و ماده فرسوده می شود.اما جوهر روح نه تنها فرسایش نمی یابد ، بلکه روز به روز صیقل می یابد و شفاف تر می شود.روحی که عاشق است ، با آن همه تنوع، با آن همه افق های ناشناخته که در پیش رو دارد، ممکن نیست بمیرد.

این سیر و سلوک ومکاشفه ادامه دارد.باید از دهلیز ها بگذرد و به همه دخمه ها سر بکشد و در غار هستی را بکوبد.این حیرت ها ، این انگیزه های لمس ناشدنی نمی گذارند روح در قالب خاکی اش پا بگیرد.در حقیقت ، لحظه هایی که عاشقانه می گذرد ارزش نام زندگی را دارد.چون در این لحظات است که روح به مقام می رسد که نشانه ی لیاقتش نزد معشوق ازلی است.اسن نطفه وقتی بسته می شود که انشان نزد خداوند شایستگی می یابد ، و چه شورانگیز است آن فرصت از زمان که خدا بنده ای را به چنین موهبتی مفتخر می گرداند. شاید در آن لحظات ، در ملکوت آسمان هم وجد و سروری دیگر بر پا شود، و فرشتگان که نمی دانند عشق چیست ، و از این عطیه ی الهی محروم اند ، با دین چنین منظره ای فریبا ، حسرت انسان بودن را بخورند.

انسان ، تا وقتی با عشق در نیامیخته است ، مثل هر موجود زنده ی دیگری زیر چتر مشتی قوانین علمی فاصله ی رستن تا مردن را طی می کند.اما همینکه به چنین موهبتی دست یافت، به گوهری مبدل می شود که فراتر از قوانین ، و جدا از شناخته ها ، از هر زاویه اش نوری ساطع می شود و از هر سلولش سرودی به ترنم می آید.عرفا معتقدند خداوند عشق را به بندگانی عطا می کند که خمیره شان قابلیت این تحول را یافته باشد.

حافظ می فرماید:

گوهر پاک ببیاید که شود قابل  فیض

ورنه هر سنگ و گلی لولو و مرجان نشود

این قابلیت سهل و آسان به دست نمی آید.شکستن ((من )) های درون ، دست و پنجه نرم کردن با هواهای نفس و گذشتن از ((خود)) کار هر کسی نیست.اگر کسی چنین خمیره ای را نیابد، عشقش از آن قماش عشق هایی خواهد بود که مولانا می فرماید:

عشقهایی کز پی رنگی بود

عشق نبود عاقبت ننگی بود

و یا در همان نقطه آغاز ، پایان می یابد.اگر چه حافظ فرموده است: (( دولت آن است که بی خون دل آید به کنار)) ، اما این موهبت دولتی نیست که با خون دل سهل است، که با گذشتن از تمام هستی هم از ارزشش کاسته شود.عشق از آن دم که می آید ، آنچه بر عاشق حرام ، آسایش است:

در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاست

ریش باد ۀن دل که با درد تو خواهی مرهمی

اصولا بی تابی ها و بی قراری ها که خاصه ی عشق و نتیجه یخود به خودی هستند ، دیگر آرامش و سکون و رکوردی باقی نمی کذارد.عشق درد است، و چه شیرین دردی.کدامین درد چنین مشتاقانه دردمند را به دنبال خود می کشد؟ آن هم به راهی که هیچ کناره ای بر آن پیدا نیست.

راهی اسن راه عشق که هیچش کناره نیست

آنجا جز آنکه جان چاره نیست

 

که جان سپاری ، آغاز کامیابی است.جانی که به معشوق سپرده می شود و در جان او می آیمیزد، دوگانگی را از میان می برد.در این فتح عظیم ، در این جنسپاری دلخواه ، همه اجر عاشق داده می شود. چرا؟چون زندگانی جاوید را تضمین می کند.

حافظ:

هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما

 

و نور معرفت رهنمای رهروان این راه است.عشق و نور هر دو از یک جنس ، و منبع حرکت اند.حرکت جوهری، نه حرکت عرضی.هر ذیحسی خواستار رسیدن به نور است.گلدانهای اتاق رویشان را به سوی پنجره می گردانند.در جنگل ها درختان خود را زیر سایه ی یکدیگر چنان بالا می کشند که به نور برسند.بدون نور حتی نمی توان ادامه هستی را تصور کرد.بدون نور حتی بینایی هم مصداق پیدا نمی کند.در اتاقی که سراسر تاریکی است ،چشم ها را هر قدر فراخ کنیم ، باز کوریم.در چنین شرایطی زیباترین مناظر و شگفت آورترین تابلو ها هم دیده نمی شوند.در تمام مذاهب، نورنشان علم و سرور است، و ظلمت ، نماد جهل و میرایی و دلتنگی.

جالینوس می گوید: ((بدن محمل مادی روح تلقی می شود)).و بدن در معرکه های سخت ، خواه ناخواه ، پژمرده و سلول ها تاب و توان از دست می دهند.تن سپر تازیانه ها و ترکش ها می شود. چه باک! در این مبارزات است که روح به فراخنای ژرف طبیعت صعود می کند و صیقل می یابد، و عاشق مالک (( خود)) خویشتن می شود.

عشق امانت پروردگار است ، و همه ی عاشقان امانت داران خداوندند، و ارواح عشاق را در اطوار سیر تمام زمان ها با هم در ارتباط اند.

 


 

نوشته شده توسط رامین در سه شنبه چهارم دی 1386 ساعت 10:53 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


فال هفته

سلام سلام به همه دوستان عزیزم که من رو با این همه وقفه که نیومدم آپ کنم بازم از یاد نبردن.به خدا خیلی ماهین از همه تون تشکر می کنم شرمنده همه تونم هستم به خدا هی می خوام اپ کنم ولی درسا نمی ذاره.قوربون همه تون

متولدین فروردین:چرا اینقدر زندگی را سخت می گیرید.بی قراری شدید که به آن دچار شده اید تاثیر نامطلوبی در زندگی شما بر جای می گذارد سعی کنید بر آن غلبه کنید.ادامه این وضعیت به نفعتان نیست و زندگی خصوصی تان را بشدت آسیب پذیر می کند.

متولدین اردیبهشت:یک درگیری کوچک با همسرتان موجب بروز مشکلاتی برای شما شده است.با یک عذرخواهی ساده می توان آن را برطرف کرد.فراموش نکنید لجبازی و غرور بیجا آفت زندگی است.

متولدین خرداد:یک پیشنهاد اقتصادی این هفته به شما می شود که سود چندانی از این کار عایدتان نمی شود مگر اینکه جوانب آن را بسنجید  و خیلی دچار خوشبینی نشوید و به همه کس اعتماد نکنید.

متولدین تیر:چندی است توجه زیادی به زندگی خصوصی خود نمی کنید و این مساله بشدت همسرتان را آزارده کرده است.از سوی دیگر وسواس و حساسیت زیاد شما باعث بروز مشکلاتی در محیط کار و خانه شده است.شاید مراجعه به یک روانکاو به شما کمک کند.

متولدین مرداد:یکی از خصلت های خوب شما که مورد تحسین اقوام و دوستان است صله رحم و سرزدن به بزرگترهاست اما بتازگی گرفتاریهای روزمره شما را از این خوی نیکو دور کرده است.بکوشید مثل گذشته باشید.

متولدین شهریور:طالع شما در این هفته بسیار بلند است.از فرصت های پیش آمده بشدت بهره بگیرید همای سعادتی را که بر شانه هایتان نشسته است را پر ندهید.ضمنا فراموش نکنید در رسیدن به موفقیت های بدست آمده همسرتان نقش مهمی ایفا کرده.این نکته را همیشه مدنظر داشته باشید و قدردان زحمات او باشید.

متولدین مهر:در مقابل مشکلات پیش آمده کمی صبور باشید.با خورخوری و جوش زدن مشکلی حل نمی شود.می توانید با مشورت بزرگان فامیل موضوع را به خوبی و خوشی فیصله دهید.اتفاقی که برای شما افتاده آنقدر بزرگ و مهم نیست که شما تصور می کنید.فراموش نکنید همه انسانها مرتکب چنین اشتباهاتی در زندگی می شوند.سعی کنید به یک مسافرت هر چند کوتاه بروید.خانواده تان به یک استراحت نیاز دارند.خیلی دنبال پول درآوردن و کارکردن نباشید.

متولدین آبان:بیشترین مشکلی که همواره موجب آزار شما می شود این است که بیش از حد از اطرافیانتان انتظار دارید.آدمها را در حد خود ببینید و مورد ارزیابی قرار دهید.کمی هم به فکر خودتان باشد و فقط به پول در آوردن فکر نکیند.

متولیدن آذر:بسیار خوش مشرب و صمیمی و گرم هستید.این خصیصه را در خود تقویت کنید.فقط گاهی از تردید و دودلی در تصمیم گیری رنج می برید که باید برای آن فکری کنید.زودی در وضعیت مالی شما تحولی روی می دهد.

متولدین دی:اعتماد به نفس شما عالی است اما گاهی کار دستتان می دهد.به یاد داشته باشید هر انسانی می تواند در دودلی در تصمیم گیری های خود دچار اشتباه شود.از مشورت با دیگران نهراسید.عشق ورزیدن بهترین راه برای تصاحب قلب هاست این نکته را فراموش نکنید.

متولدین بهمن:تا به حال از خود پرسیده اید که برای رضایت همسرتان چه می کنید.همیشه فکر می کنید فقط خودتان درست فکر می کنید.اما نیازها و خواسته های او را در نظر نمی گیرید.گاهی با خود خلوت کنید و کلاهتان را قاضی کنید و به رفتار خودتان بیندیشید.

متولدین اسفند:صبوری و انعطاف شما قابل ستایش است.این ویژگی را در خود تقویت کنید.در محیط کار سعی کنید کمی به همکاران و کشکلاتی که دارند توجه کنید.آنها به دلجویی شما نیازمندند.


 

نوشته شده توسط رامین در دوشنبه سوم دی 1386 ساعت 11:16 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


معرفی سایت این هفته

سازمان نقشه برداری کشور       www.ncc.org.ir

سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور       www.gsi.ir

پژوهشکده دانش های بنبادی          www.IPM.ac.ir

پژوهشکده هواشناسی                  www.asmerc.ac.ir

انستیتو پاستور ایران              www.pastor.ac.ir

موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران      www.geophysics.ut.ac.ir

 سازمان انرزی های نو           www.suna.org.ir

هلال احمر                   www.irrcs.org

سازمان انتقال خون ایران         www.ibto.ir

 

 

 


 

نوشته شده توسط رامین در دوشنبه پنجم آذر 1386 ساعت 10:57 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


دختر می خواهید یا پسر؟

روزنامه ها این تیتر را با آب و تاب بسیاری تیتر زدند داشتم فکر می کردم اگر جنسیت را به میل خودمان انتخاب کنیم چه اتفاقی می افتد؟

پسر:پسرها معمولا خیلی باهوش به دنیا نمی آیند.تا سه سالگی اتاق پذیرایی را با دستشویی اشتباه می گیرند البته در شش سالگی موفق به رفع این عیب شده و کارشان را در اتاق خواب انجام می دهند.در هفت سالگی به مدرسه می روند و آنجا هم تنها چند فحش و بدوبیراه یاد می گیرند.سیزده ساله نشده ژیلت بابا را کش می روند و روس صورتشان می کشند.در پانزده سالگی عاشق می شوند و به بروسلی و جت لی عشق می ورزند.در هجده سالگی باید بیست میلیون برایشان هزینه کرد تا آنها با سرافرازی در رشته ابیاری گیاهان دریایی در دانشگاه آزاد کویر لوت مرکزی قبول شوند.در این مرحله آنها با پشتکار ستودنی و هزینه ۳۳ میلیون تومان دیگر موفق می شوند بعد از نه سال با مدرک کاردانی فارغ التحصیل شوند.در این مدت او شش ابر عاشق شده و شما باید سیزده بار برای خواستگاری به اقصی نقاط کشور سفر کنید و ... کیبینید که اصلا پسردار شدن به صرفه نیست.

دختر:آنها از همان ماهای اول زندگی تان را از شما می گیرند.مدام ناز و عشوه و کرشمه می کنند.در دوسالگی عاشق عروسک می شوند.در هفت سالگی عاشق معلمشان می شوند.در سیزده سالگی عاشق نقاشی روی صورتشان می شوند.هر روز به دلایل نامعلومی لوازم آرایش همسرتان گم شده و به صورت کاملا اتفاقی در کیف دخترتان پیدا می شود.در هفده سالگی موفق می شوند کلاسهای شنا و موسیقی و (حتما گیتار) و گلدوزی و منجوق دوزی و کیک پزی و ایروبیک ویوگا و ... را نیمه کاره رها یم کنند و شما ۴۲ میلیون تومان شهریه بیخودی می پردازید.دندتان نرم! دختر می خواستید؟اما لبخند بزنید چون حالا دیگه نقاشی شان خیلی خوب شده و لوازم آرایش همسرتان هم گم نمی شود.در نوزده سالگی احساس می کنندکسی آنها را درک نمی کند.دربیست و سه سالگی تنها می خواهند با مردی که ستاره سینما و پولدار و خوش تیپ باشد ازدواج کنند.در ۲۹ سالگی خوش تیش و پولدار باشد کافیست.در ۳۳ سالگی پولدار باشد کافیست.در ۴۰ سالگی با معرفت باشد کافیست و...شما از دست او تا به حال خودتان را سه بار آتش زده اید و از دیگران خواسته اید با کلنگ خاموشتان کنند.حالا دختر می خواهید یا پسر؟

در ضمن عکس هم از این بهتر نتونستم پیدا کنم.

راستی خواهشا مطالب زیر رو هم بخونید همه شو امروز نوشتم.


 

نوشته شده توسط رامین در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386 ساعت 8:54 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting